
یک اشاره :
" در اوج جوهر این شب ، مرا به نام صدا کن ! تو ای تو ! مرا به نام قدیمی ، بنام عشق صدا کن !"
.:: منصور اوجی ::.
نگاه ملتمست
روی چشم خسته ی شب
ترانه بر لبانم می پراکند
تنم نقطه های مواج بدنت را می نوشید
شانه ات بزرگتر از دستان شب
تنهایی ام را
به چشم های تو تحمیل می کنم
دار و ندارم التماس نگاه و دستت را می خوابید
تا جهان من برقصد
در آسمان سیر می کنم
از حضور زلالت
آن بوسه ها طعم بی کسی نمی داد
اگر نه بودن تو
بس است
یک نشانه :
" عشق معجزه ای است در گلوی تو ، نیستان کوچک تنهایی من ! "
.:: پرویز صالحی ::.