تبليغاتX
زندگی شاید همین باشد - کابوس
 

Click for Full Size View 

يك نشانه :

" انسان چيزي را از دست مي دهد كه يا حق الهي او نباشد ، و يا آنقدر كه بايد و شايد عالي نباشد ."

                                                         برگرفته از كتاب " چهار اثر از فلورانس اسكاول شيل "

 

آنجا نشسته است

با قاصدكي بر شانه

بر ايوان تاريك و روشن

و گلهاي سپيد و زرد افتاده بر ديوار را هرس مي كند

 

من او را مي بينم

_هر روز در آينه _

سالخورده تر از هميشه

 

نيستم در لحظه ي بودن

و گيسوان تباه سياهم در سوگ او سپيد مي شوند

 

اشتياق ؛

چه واژه ي گنگي ست بر شاخه هاي شكسته ي نفسم

با من چه ها كه نمي كنند اين لحظه هاي شوم

 

غريبه اند با روياهاي من

اين شاپركهاي سوخته

و باد كه زوزه مي كشد تا به صبح

ميان تكه پاره هاي هستي ام

 

چه سالخورده ام امروز

شكسته تر از شاخه هاي عريان باد

 

شعرهايم ؛

واژه هايي گنگ كز همه سو ز من مي گريزند

 

طرح هايم ؛

جرقه هاي نور كه در چشمان من كور مي شوند

 

آه... !

دختري را مي شناختم

كه نيمه شبي تنها

با قاصدكي نشسته بر شانه

خود را از حلقه ي شكسته ي ماه آويخت

و شب  سوگوار او شد

 

من او را مي بينم

با قاصدكي بر شانه

سالخورده تر از هميشه ...

 

 

يك اشاره :

" هر انساني را بيان كامل نفس است . يعني جايي هست كه تنها او بايد پر كند ، نه كس ديگر . كاري هست كه تنها او بايد به انجام برساند ، نه كس ديگر و اين تقدير اوست . "

                                                                 برگرفته از كتاب " چهار اثر از فلورانس اسكاول شيل "

 

عکس اتفاقی :

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهشيد رجایی  |